تبليغاتX
خاطرات شخصی

خاطرات شخصی

خاطرات شخصی

روانشناسی

ها می آموزند آن طوری باشند که زندگی می کنند

 

بچه ها ...

وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند.

وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند.

وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.

وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند.

وقتی با تمسخُر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند.

وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.

اما ...

اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند.

اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند.

اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند.

اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند.

اگر با توافق زتدگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند.

اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند.

اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند.

اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند.

اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند.

اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.

 

بچه شما چطور زندگی می کند و چه می آموزد؟

 

 

 

 

سایت روانشناسی و رواندرمانی برای اطلاع

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 15:54  توسط کیومرث زندی  | 

روانشناسی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 15:53  توسط کیومرث زندی  | 

خاطره

ohxvi
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 17:23  توسط کیومرث زندی  | 

دوستت دارم

چطور از فقر مي گوئيد؟

چرا از فقر مي گوئيد؟

دوست دارم بدانم.

مي خواهم بدانم كدامتان فقر را تجربه و حس كرده ايد؟

آيا تا به حال روزه گرفته ايد؟

روزه اي از اجبار گرفته ايد؟

آيا شما فقر را با جان و دلتان آميخته ايد؟

اصلا بگوئيد تا بدانم .  ((دوست دارم بدانم))

آيا شما تا حال فقر را ديده ايد؟

 

من خود در چشم گيلاس

فقر را با جان و دل احساس

و با خود اجين دانستم

 

اما من كه …

اما من كه فقير نيستم

پس نمي توانم از آن بگويم

بنويسم

و به آن تصوير دهم

 

و حال چه بايد كرد؟

فقر را چه بايد كرد؟

...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 15:35  توسط کیومرث زندی  | 

اولین

سلام

بزودی می آیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 15:13  توسط کیومرث زندی  |